+ خوب پارک کردم ؟

magnify

خوب پارک کردم ؟


خودم میدونم کارم درست ، حرف ندارم تو تصادف و ماشین داغون کردن


Tags: | Edit Tags
Monday January 7, 2008 - 12:42pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 14 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ...

magnify

...


چی میخوام بنویسم رو خودمم نمیدونم
فقط دلم مى خواهد بنویسم
دوست دارم مثل اون قدیما راحت حرف دلمو بزنم
ولى تو این دل هیچى نیست
هیچ حرفى نداره برای گفتن
حتى دیگه با خودش هم خلوت نمى کنه
انگار نا امید شده از تمام گفتن ها
خسته شده از بس گفته و من گوش ندادم بهش
نه شاید هم گفته و حل شده
شایدم قهرِ
نمیدونم
بى هدف بلاگ نوشتن خیل مسخره است
ولى خدا کنه دلم بفهمه
بفهمه که این مسخره بودنو به جون خریدم که اون حرف بزنِ
دلم براش تنگ شده


Tags: | Edit Tags
Sunday October 14, 2007 - 08:50am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 11 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ یه داستان جالب

magnify

یه داستان جالب



خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگ منتظر اعلام برای سوار شدن به هواپیما بود.باید ساعات زیادی رو برای سوار شدن به هواپیما سپری میکرد و تا پرواز هواپیما مدت زیادی مونده بود ..پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره و با مطالعه این مدت رو بگذرونه ..اون همینطور یه پاکت شیرینی خرید..


اون خانم نشست رو یه صندلی راحتی در قسمتی که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خیال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه!کنار دستش .اون جایی که پاکت شیرینی اش بود .یه آقایی نشست روی صندلی کنارش وشروع کرد به خوندن مجله ای که با خودش آورده بود

وقتی خانومه اولین شیرینی رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم یه دونه ورداشت ..خانومه عصبانی شد ولی به روش نیاورد..فقط پیش خودش فکر کرد این یارو عجب رویی داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابی حالشو میگرفتم !

هر یه دونه شیرینی که خانومه بر میداشت ..آقاهه هم یکی ور میداشت .

دیگه خانومه داشت راستی راستی جوش میاورد ولی نمی خواست باعث مشاجره بشه

وقتی فقط یه دونه شیرینی ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا این آقای پر رو و سواستفاده چی ...چه عکس العملی نشون میده..هان؟؟؟؟

آقاهه هم با کمال خونسردی شیرینی آخری رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه و..نصف دیگه شو خودش خورد..

اه ..این دیگه خیلی رو میخواد...خانومه دیگه از عصبانیت کارد میزدی خونش در نمیومد.

در حالی که حسابی قاطی کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصبانی رفت برای سوار شدن به هواپیما

وقتی نشست سر جای خودش تو هواپیما ..یه نگاهی توی کیفش کرد تا عینکش رو بر داره..که یک دفعه غافلگیر شد..چرا؟ برای این که دید که پاکت شیرینی که خریده بود توی کیفش هست . <<.دست نخورده و باز نشده

فهمید که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد.اون یادش رفته بود که پاکت شیرینی رو وقتی

خریده بود تو کیفش گذاشته بود!!!

اون آقا بدون ناراحتی و اوقات تلخی شیرینی هاشو با او تقسیم کرده بود

در زمانی که اون عصبانی بود و فکر میکرد که در واقع اونه که داره شیرینی هاشو اقاهه میخوره

و حالا حتی فرصتی نه تنها برای توجیه کار خودش بلکه برای عذر خواهی از اون آقا هم نداره!!!




چهار چیز هست که غیر قابل جبران و برگشت ناپذیر هست

سنگ بعد از این که پرتاب شد

دشنام .. بعد از این که گفته شد

موقعیت .... بعد از این که از دست رفت

و زمان... بعد از این که گذشت و سپری شد




Tags: | Edit Tags
Wednesday September 12, 2007 - 03:52pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 30 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ من همیشه خوبم حتی وقتی خیلی خوبم

magnify

من همیشه خوبم حتی وقتی خیلی خوبم


همگی که خوبید ؟
خوش میگذره ؟
ببخشید که صدام گرفته اس آخه یکم زیادی خوبم

بچه ها یه سوال

من دچار یه سر در گمی شدم

ببینید قبلانا یه 4راه فرمانیه داشتیم که هی میدونش کردن بعدش دوباره پشیمون شدن برداشتنش و الانم باشگاه فرمانیه اونجاست و اینا
اسم اونجا الان چی میباشد ؟
بعدش یه جا دیگه هست که تقاطع کامرانیه و اون بلوار جدیدست که کوه نور هم اونجاست
اسم اونجا چیه ؟


عکس این نی نی رو نگاه ... چه خوردنیه
..
چه حسی دارید اگه یه آهنگ سمج که دوستشم ندارید به جای خواب هی بچرخه تو سرتون ؟
من که دلم می خواست یه چیزی بزنم تو سرم که از تو سرم بره بیرون



Tags: | Edit Tags
Saturday August 25, 2007 - 06:55am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 24 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ پارک ؟

magnify

پارک ؟



نمی دونید چه حسی داره که یک دفعه ببینید روبروی همچین دری هستید
و هیچ جای دیگه ای هم برای پارک دوسه دقیقه ای تون نیست
وقتی میخواستم پیاده شم هیچ جوری این نیشم بسته نمیشد که چه جالب بود اگه یکی همین کارو جلو خونه خود من میکرد
یا چه جالب میشد اگه یه دوربین مخفی اینجا بود و از عکس العمل مردم فیلم تهیه میکرد.
راستی چه جالبه نه یهو تو خونت نشستی میبینی نسیم خانم با آراستگی هرچه تمام تر جلوت سبز شده اونم توتلویزیون
خدائیش شما اگه دو سه دقیقه بیشتر کار نداشتید هیچ جای پارک دیگه ای هم نبود چه میکردید ؟

من اگه بودم ...
پارک می کردم ...بی خیال سخت نگیر
14
شاید مجبور بشم .... بابا همش 2 3 دقیقه است
12
نه چنین کاری نمیکنم زشت, .. بد
16
نه حسن خیلی خطرناک حسن
36


Tags: | Edit Tags
Sunday July 15, 2007 - 12:48pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 39 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ به این میگن خر؟

magnify

به این میگن خر؟



روزی روزگاری خری افتاد توی یه چاه و شروع کرد به عرعر کردن که یالا منو در بیارین.
کشاورزی که صاحب این خر عرعرو بود... خیلی سعی کرد که یه کاری بکنه ولی نشد که نشد .
خره رفته بود ته چاه و در نمی یومد .عرعرش هم قطع نمیشد .......

آقا کشاورزه با خودش فکر کرد که خوب این چاهه رو خیلی وقته که میخوام پٌٍرش کنم خره هم که پیره و ارزش این که بخوام بیارم بیرون و دوا درمونش کنم نداره پس بی خیال خر...
کشاورزه از همه همسایه هاش خواست که بیان و بهش کمک کنن ..اونام هر کدوم یه بیل آوردن و شروع کردن خاک ریختن تو چاه...خره که فهمیده بود چه بلایی داره به سرش میاد.شروع کردعرعرهای جانسوز سر دادن از همون هایی که دل هر خری کباب میشد از شنیدنش. پس از یه مدت کوتاهی یهو ساکت شد جوری که همه تعجب کردند.
ولی بازم چند تا بیل دیگه خاک ریختن و دیدن نخیر صدا از دیوار در میاد ولی از خره نه...

کشاورزه یه نیگاهی تو چاه کرد ببینه چی شده که هیچ خبری از عر عره خره نیست که دید عجب خر باهوشی بوده این خره و تا حالا استعدادش کشف نشده بوده..هر بیل خاکی که تو چاه ریخته میشده ..می ریخته پشت کمر خره ..اونم خودشو می تکونده و میرفته روش می‌ایستاده..مثل پله... هر چی کشاورز و همسایه هاش..خا ک می ریختن تو چاه. خره خودشو تکون میداده و می رفته روشون می ایستاده....و هی یه پله بالا میومده تا این که رسید به سر چاه و یه جفتکی زد و خندون شروع کرد یورتمه رفتن...به این میگن خر

این هم از نتیجه اخلاقی داستان
زندگی هر روز ممکنه خیلی مشکلات برای ما به همراه داشته باشه مث همون بیل های خاک. مصائب از همه طرف رو سرمون هوار بشه ..ولی این که بتونیم پیروز از تو چاه مشکلات در بیاییم و مشکلات را سعی کنیم از رو دوشمون بر داریم و یه قدم و پله بیاییم بالاتر اینه که مهمه.
ما میتونیم از عمیق ترین چاه های زندگی هم به سلامت خارج بشیم به شرطی که از هر مشکلی یه تجربه و نردبون بسازیم برای پیشرفت و شکوفایی..
هر کدوم از مسائل زندگی میتونه به مثابه یه پله و وسیله ای برای رسیدن به هدف نهایی ما باشه..فقط نا امید نشو و از تلاش دست بر ندار ..
خودتو بتکون و یه پله برو بالاتر..حالا بعد ازخواندن این داستان فلاتو منتظرنظرهای شماست.پس یادت نره




این مطلب و دوست عزیزم آقای فلاتو برام کامنت گذاشتن و من دوست داشتم شما هم بخونید با کلیک روی اسم آقای فلاتو می تونید پیچ ایشان را با یه عالمه جمله های قشنگ ببینید



Tags: | Edit Tags
Tuesday July 10, 2007 - 06:08pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 28 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ سخاوت

magnify

سخاوت



یه جمله عارفانه از جملات عارفانه جبران خلیل جبران :

 

سخاوت آن نیست که آنچه را که من بیش از تو به آن نیاز دارم به من ببخشی ، بلکه آن است که به من ببخشی آنچه را که بیش از من به آن نیاز داری .


GENEROSITY IS not in giving me that which needmore than you do , but it is in giving me that wich you need more than I do .




Tags: | Edit Tags
Saturday July 7, 2007 - 01:30am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 11 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ روز زن

magnify

روز زن


ولادت حضرت فاطمه زهرا رو به همه دوستداران آن حضرت تبریک میگم .
روز مادر رو هم به تمام مادرهای عزیز تبریک میگم امیدوارم همیشه سایه مادرامون بالای سر ما باشه .
آخ آخ منظورم این نبود که روز زن نیست خانمها ببخشید .
روز زن مبارک به خصوص به آقایون که با اومدن خانمها سعادتمند شدن

Tags: | Edit Tags
Thursday July 5, 2007 - 03:31am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 15 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ mehmoNamo .. lol

magnify

mehmoNamo .. lol


aryaN khodayi jaye maN iN vaSat khalie ha ... ke kole takhta ro begiram ... lol

Tags: | Edit Tags
Saturday June 30, 2007 - 01:06am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 19 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ چقدر خورده تو حالم

magnify

چقدر خورده تو حالم




دیروز ساعت 9 بود که علی بهم زنگ زد که بنزین بزن چون سهمیه بندی شروع میشه بعد از ساعت 12 ... منم بیرون از خونه بودم و خودم به فکرش بودم چون باکم خالی خالی بود
ولی چشمتون روز بد نبینه ... خنده دار بود خیابون ها ... همشون بسته شده بودن .. من هم بیخیال شدم گفتم جهنم اصلاً نمی خوام فردا با سهمیه میزنم ..
بعدشم تا خونه رو از اتوبان اومدم و از کوچه پس کوچه ولی ساعت 11 شده بود بعدش اومدم از همه کوچه پس کوچه ها امتحان کنم که به یه جا برسیم غذا بخوریم ولی باور کردنی نبود ترافیک ...
اصلاً نمیشد وارد خیابون دولت شد هر چی کوچه بود که در انتها به اونجا میرسید ترافیک بود ..
بعدش امروز گفتم که حتماً دیگه خلوت شده
ولی وای ....
خدای من باورم نمیشه .. چه خبر ؟؟؟؟؟
صف های بنزین خنده داره ...
پمپ بنزین نیاوران از خیابون عمار ترافیک بود ..
پمپ بنزین صاحبقرانیه از پیچ پارک نیاوران ترافیک بود ...
پمپ بنزین پاسداران از چهارراه فرمانیه ...
بازم بخیال شدم و اومدم خونه
ولی داشتم فکر می کردم که حالا که دیگه بنزین سهمیه بندی شده و چه فرقی داره که بازم انقدر شلوغ شدن
به این نتیجه رسیدم که احتمالاً به این خاطر که تعداد زیادی پمپ بنزین آتیش زده شده است که این صف ها درست شده ..
از اول هفته منتظر فردا بودم که یه عروسی تو شمال دعوت بودم ..
چقدر خورده تو حالم
.....


Tags: | Edit Tags
Wednesday June 27, 2007 - 05:20pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 15 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ love

magnify

love



عشق یعنی دوست داشتن چیزی که دوست داشتنی نیست؛ وگرنه فضیلتی در آن نیست .
گذشت یعنی بخشیدن نابخشودنی ها ، وگرنه فضیلتی در آن نیست .
و امید یعنی دلگرمی به هنگام یأس ، وگرنه فضیلتی در آن نیست


جی.کی.چسترتون

Tags: | Edit Tags
Wednesday June 20, 2007 - 09:33am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 32 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ زمزمه ..

magnify

زمزمه ..




من پر از زمزمه ام

من پر از غنچه رنگین


من پر از قطره شبنم


من پر از خاطره ام


مددی کن که بهاری گردم


پوران کاوه


Tags: | Edit Tags
Friday June 15, 2007 - 08:40pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 24 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ پس من کجام ؟

magnify

پس من کجام ؟




چرا هر چقدر هم از دست یکی ناراحت و دلگیر باشم .. بازم طاقت نمیارم که عذرخواهی شو بشنوم .. ؟
بخصوص کسانی که دوستشون دارم ...
خودم می دونم
طاقت دیدن شکستن غرور هیچ کس رو ندارم ...


پس خودم چی ؟


Tags: | Edit Tags
Friday June 15, 2007 - 06:35am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 16 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ عشق ... شهوت .. ؟؟

magnify

عشق ... شهوت .. ؟؟



آیا انسانی وجود دارد که طعم برتری شهوت در برابر منطق را نچشیده باشد ؟

کلین



این بلاگ رو بدون اجازه والدم نوشتم ..





Tags: | Edit Tags
Monday June 11, 2007 - 07:05am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 78 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ من و من

magnify

من و من



روزی به خود می اندیشیدم

دشمنی دارم

که او هرگز نمی خواهد مرا آسوده بیند

و او هرگز نمی خواهد که من راحت بخوابم

اما

امروز

بهترین دوست من

دشمن سابق من

من و تنهایی با هم صلح کردیم

امروز راحت می خوابم

هم آغوشیه من با او

بهترین لحظه ی من

گرمیش را میفهمم

من و تنهایی

من و من

من خالی از هر چیز

من پراز آتش



آرش کمالی سروستانی


Tags: | Edit Tags
Sunday June 3, 2007 - 04:59am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 38 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ رمیده

magnify

رمیده





نمی دانم چه می خواهم خدایا


به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جوید نگاه خسته ی من

چرا افسرده است این قلب پر سوز

ز جمع آشنایان میگریزم

به کنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگی ها

به بیمار دل خود می دهم گوش

گریزانم از این مردم که با من

به ظاهر همدم و یکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

به دامانم دو صد پیرایه بستند

از این مردم ، که تا شعرم شنیدند

به رویم چون گلی خوشبو شکفتند

ولی آن دم که در خلوت نشستند

مرا دیوانه ای بدنام گفتند

دل من ، ای دل دیوانه ی من

که می سوزی از این بیگانگی ها

مکن دیگر زدست غیر فریاد

خدا را ، بس کن این دیوانگی ها



فروغ فرخزاد

تهران-مرداد ماه 1333


Tags: | Edit Tags
Tuesday May 29, 2007 - 02:52pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 26 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دلم تنگه برای ... کجاست ...

magnify

دلم تنگه برای ... کجاست ...



داشتم فکر می کردم که من هیچ وقت قلم خوبی نداشتم .. ولی اون سالهای دور که تازه وبلاگ نویسی رو شروع کرده بودم ، وبلاگم برای من شکل یه دفتر خاطرات رو داشت که راحت حرفهای دلم رو توش می نوشتم و هیچ وقت فکرشم نمی کردم که کی اینو میخونه .. مینوشتم ... انگار که داشتم برای خودم می نوشتم .. الان وقتی از آرشیو بر میگردم اون روزها رو می خونم مثل این میمونه که دفتر خاطراتمو می خونم لذت میبرم ... ولی هرچی به این سالهای اخیر میرسه از خودم دور میشه .. چیزایی نوشتم که حال خودم رو بهم میزنه ... حتی مطلب ارزش داری نداره که خودم از خوندنش یاد لحظه ای بیفتم .. هیچی توش نیست .. هیچی ...



دنبال علتش تو مغزم میگشتم .. چرا ؟ چرا دیگه نمی تونم بنویسم .. ؟
اون اولا که شروع کردم .. هیچکس رو نمی شناختم .. با وجود حقیقی بودن شخصیت خودم ... کسانی که مطالبم رو می خوندن مجازی بودن .. ولی با گذشت زمان .. آدما اطرافم حقیقی شدن .. چه تو خود نت .. تو چت .. چه با دیدن و صحبت کردن باهاشون خارج از نت
حقیقی شدن و شدن مثل دنیای خارج از نت ... اون بالغ درون که اجازه داده بود بدون اما و اگر هر چی میخوام بنویسم شروع کرد به قر زدن .. که چی بنویس چی ننویس .. که اگه اینو بنویسی این فکرو میکنه یا اون فکر رو .. دیگه اینجا دفتر خاطراتت نیست که داری توش می نویسی ... داری تو یه دفتر می نویسی که گذاشتیش تو یه کتابخانه عمومی که هر کسی که میشناستت می تونه بخونتش .. دیگه آزاد نیستی داد بزنی .. دیگه آزاد نیستی عصبانی بشی .. اون بالغ درونت نمیذاره ... نت برات میشه مثل یه مهمونی خانوادگی .. که شاید بهت خوش بگذره .. ولی باید حواست به خیلی چیزا باشه .. باید خیلی حرفها رو نزنی .. می مونی بدن حرف تو یه مهمونی .. اونم مهمونی که بزن به رقصم نداره که سر خودت رو با اون گرم کنی ..
سخت وقتی معتاد میشی ... دز مصرفیت میره بالا .. وقتی سالها ازش میگذره و دیگه بالاترین دزشم جوابگوت نیست ...چون ناخالصی پیدا کرده ..
دیگه نمی دونی به چی پناه ببری





Tags: | Edit Tags
Tuesday May 15, 2007 - 05:27pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 23 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ جیگرشونو

magnify

جیگرشونو

vay iNa che gahdr Nazo gogoriaN , adam delesh mikhad gazeShoN begire


Tags: | Edit Tags
Monday May 14, 2007 - 07:38pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 15 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ای بی جنبه ها


ای بی جنبه ها شوخی سرتون نمیشه ؟


نشستید نفرین کردید و دعا که منو بگیرن ؟
اون هم در اوج سادگی ، بدون کوچکترین آرایش یا لباس نا مناسب ..
وقتی به من گفتن وایسا اولین کاری که کردم به کمربندم نگاه کردم .. گفتم شاید یادم رفته ببندمش ... وقتی دیدم اون هم بسته است
مبهم نگاهشون کردم گفتم بله ؟ اصلاً به فکرمم نمیرسید به من که اونقدر ساده بودم بگن موهاتو بکن تو ...
اخم کردم گفتم باشه .. جلوی ماشین بود گفتم حالا میشه برم ؟ گفت نه اول موهاتو بکن تو .. فکم آویزون مونده بود ..
البته تو دلم مونده بود ... از خودم حرصم گرفته بود چرا داد و بیداد نکردم سرشون ..
شبش از حرصم کلی آرایش کردم رفتم تجریش خرید که اگه گیر دادن دق ( دغ .. چه جوری می نویسنش ؟ ) دلیمو سرشون در بیارم ... ولی هیچ کدومشون پیداشون نبود ... فهمیده بودن میخواهم خفشون کنم


Tags: | Edit Tags
Sunday May 13, 2007 - 11:53pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 13 Comments

نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ من موافقم با طرح مبارزه با بد حجابی

magnify

من موافقم با طرح مبارزه با بد حجابی


خو ب تعجب نکنید ... همه که نباید مخالف باشن با این طرح
من موافقم
تازه خدا خیرشون هم بده ( جدی میگم کاملاً ) اصلاً هم فکر نکنید شوخی
مردم از بس هی رفتم تو خیابون بعدش همه دخترا مثل عروسک ... خوشکل و خوش هیکل
دو ساعت میرفتم تو خیابون همش چشمم می چرخید کی چیکار کرده کی چی پوشیده ... این چه جوری انقدر خوشکله
این جوری حداقل انقدر حس حسودیم درد نمیگیره ...

تازشم کلی مزیت دیگه هم داره
1. بار ترافیکی شهر خیلی سبک شده ...
2. تصادفات که هنگام دید زدن ماشین دخترا ایجاد میشد کم شده
3. کورس هایی که برای خودنمایی جلو دخترها میذاشتن کم شده
4. از اونجا که دخترا کمتر میان تو خیابون همه به همون دوست دختر و دوست پسرای قبلیشون راضین و نمیخوان دوست های هم تور کنن پس استحکام دوستی ها هم بیشتره

حالا این همه مزیت ... خدایی من میتونم موافق این طرح نباشم
؟؟؟؟؟؟؟؟؟


Tags: | Edit Tags
Tuesday May 1, 2007 - 11:30pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 46 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ بدون شرح

magnify

بدون شرح





Tags: | Edit Tags
Saturday April 28, 2007 - 10:47am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 16 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ گابریل گارسیا میگه

magnify

گابریل گارسیا میگه



تو را نه به خاطر شخصیتت بلکه به خاطر شخصیتی که در کنار تو پیدا می کنم دوست دارم


Tags: | Edit Tags
Friday April 27, 2007 - 12:05am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 7 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ خوب بخوابی

magnify

خوب بخوابی




سرتو بذار رو شونمو

آروم بخواب گل بهار

من پیشتم تا خود صبح

چشماتو آروم هم بذار

اونقده بیدار می مونم

تا وقتی خوابت ببره

وقتی می خوابی دنیا هم

ناز نگاتو میخره

کابوسو زندون میکنم

خواب بد می سوزونم

مثل یه گنجیشک کوچیک

آروم بخواب مهربونم

دستت تو دستای من

عزیز خوبو نازنین

چشماتو آروم هم بذار

رو شاپره ابرا بشین

تا صبح برات شعر و غزل

غزلای عشق می خونم

چشماتو آروم هم بذار

من اینجا بیدار می مونم

حافظ خواب تو میشیم

من و خدای خوب دل

چشماتو فردا می بینم

خوب بخوابی

شبت بخیر



Tags: | Edit Tags
Friday April 20, 2007 - 05:30am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 12 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ AIDS

magnify

AIDS




عکسی که می بینید باعث شد بی اختیار برم تو گوگل و کلمه ایدز روسرچ کنم
و هزاران صفحه راجب این بیماری باعث ترسم شد .. تو یکی از سایت ها نوشته بود موج سوم بیماری ایدز
و توضیحی که داده بود خیلی خلاصه اینطور نوشته شده بود که


موج اول ورودش از خارج از ایران در سال 65 بوده و موج دوم در بین معتادین بوده که از سال 74 شروع شده

ولی موج سومش که الان درش هستیم بود که ترسوندم ...
توقع نداشتم با این همه اطلاعاتی که رسانه ها میدن موج سوم از طریق بی بند باری جنسی باشه که بین نسل جوون رایج
مشکل ما اینه که همیشه چنین مشکلاتی رو دور از خودمون میبینیم و فکر میکنیم که یه آدم دیگه خیلی باید بی بند و بار باشه تا به این بیماری مبتلا بشه ... فکر نمیکنیم که حتی یه رابطه ساده با یک فرد ناسالم هم می تونه این بیماری رو منتقل کنه ... حتی اگه این رابطه اصل رابطه نباشه .. بودن مایعات تناسلی کافیه برای انتقال این بیماری .. حتی مقدار کمی از این ویروس در بزاق دهان هم هست ..
نمی خواهم مثل خیلی ها بگم با هیچ کس که نمیشناسید رابطه برقرار نکنید چون می دونم گوش نمیدید و شاید هم واقعاً نمیشه .. ولی به این توجه داشته باشید حداقل اگه نمیشه اینو متوجه شد که چه کسی این بیماری رو داره .... همیشه فرض رو بر این بگذارید با هر کسی که رابطه دارید حتی اگه خیلی معصوم به نظر میرسه به این بیماری مبتلاست و خودتون خودتون رو حفظ کنید .. و احتمال مبتلا شدنتون به این بیماری رو کم کنید ...
فکر کنم دیگه همتون راههای جلوگیریش رو بلد باشید و اگه بلد نیستید با کلیک روی کلمه
ایدز می تونید اطلاعات پایه راجب این بیماری بخونید ..
مواظب خودتون باشید ..
این زندگی به خودی خود سختی های زیادی داره ... ارزش اینو داره با یکم دقت بیشتر سختی هاشو بیشتر نکنیم


Tags: | Edit Tags
Tuesday April 17, 2007 - 11:22pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 26 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ جردن چه خبره ؟

yeki be maN bege che khabare ?
diShab hododaN Saat 1 bod daShtim az jayi bar migaShtim ...
toye khiaboNe jordaN ye gheSmatiSh 3 ta maShiN keNare ham park karde bodaN va dare hamaShoN baz bod ( ye 206 ke dareSh az bala baz miShod va faghat NeShoN midad baraye khod Namayi dareSh baze ) va hododaN 7 8 ta peSar jolo maShiN ro be khiaboN iStade bodaN va maShiN haye diga ro Negah mikardaN , yejori ke eNgar ye kalaN ke gharare ye moShtari biad SoragheShoN ..
va dar hamoN zamaN to otobaN modareS hodode 20 ta maShin ke faghat peSar bodaN va Savare maShin bodaN dar do radife keNare ham iStade bodaN va ba ham sohbat mikardaN
jedi che khabare kheyli baram ajib bod iN mozo , goftam hatmaN iNja yeki peyda miShe ke dar jaryaN baShe , be maN ham begid , baram jalebe ...


Tags: | Edit Tags
Friday April 13, 2007 - 10:31am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 28 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ Happy Birth Day

magnify

Happy Birth Day



parSal ye hamchiN Shabi bahaSh biroN bodam ( in ax daghighaN baraye parSal hamiN Saat e )
keyke tavalodeSho ba ham boridim
ba ham raftim reSturaN ta Saat 1 be zor az ham joda Shodim che Shabe zibayi bod ...
vali oN roz akhariN rozi bod ke didameSh
chera bazi vaghtha eNghadr ro doSti hayi heSab mikoNi ke enghadr zaifaN
ke hata NemitoNi befahmi chi Shode ke kamraNg Shode
tavalodet mobarak azizam
omidvaram zeNdegit hamiShe Shad baShe o Shad
hata age iN shadi baeS beShe maNo faramoSh koNi

Tavalodet mobarak
Tavalodet mobarak azizam ...



alaN kheyli az daSte khodam Shaki am , chera yadam Nabod eyd behem zaNg zad o NatoNestam bahaSh Sohbat koNam ... chera beheSh zaNg Nazadam ? :( khodam bi marefat taram ke :(

ghorboNet beram azizam ,kheyli doSet daram ... bazam tavalodet mobarak ...


Tags: | Edit Tags
Tuesday April 10, 2007 - 10:54pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 9 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ سفرنامه

magnify

سفرنامه


ghablaNa , oN ghadima ke to perSiaN blog meSle bachehaye khob har roz har roz blog am ro be roz mikardam ... khod be khod Safar Namam Shode bod ye gheSmati az khateratam ... NemidoNam che heSi daShtam ke vaghti miram Salhaye avale oNja ro mikhoNam eNergy migiramva doSt daram edamaSh bedam ... ba iN ke aSlaN balad NiStam beNeviSam
...
akh akh yadetoNe ke che balayi Sare pam ovorde bodam ?
fek r koNid ba oN pa paShodam raftam kiSh ba do ta aSa
eNghadr ke ozam kharab bod ba aSaNSor Savare havapeyma Shodam vali NemidoNam iN Safar che khaSiati daSht ke az Sobhe roze bad maN aSa ro gozaShtam keNar va ba Shojaat rah raftam
oNam koja ?
to bazaraye kiSh ( ke hichi ham NadaSht o har chi aShghal bod jam karde bodaN dore khodeShoN )
2 3 roze aval ba hamrahamoN hamrahi kardim va ba oN ha pardiSe do ro rozi 2 bar metr mikardim vali badeSh jaton khali koli raftam to abe darya ke heSabi tofaNi bod va ye Sarma doroSt heSabi ham be pam dadam va be taNam :D ( maSalaN be khatere aftabeSh rafte bodam )
badeSham ke raftim ye barName komedy be eSme gav to gav
va ye Shab e dige ham raftam coNSert Shahram Sepehre to hotel eram ke kheyli ali bod , vagheaN be Nazare maN hame chiSh khob bod , az Salon gerefte ta Noro Seda va barNamehaye NamayeShi ke bazigarayi meSle hoSSeiN mahjob va aghaye rad bazi kardaN , va ye Namake digeye in coNSert dokhtare ShiriN kazemi ( bazigar Seda Sima ) bod ke radife jolo maN NeShaSte bodeSh va kheyli ShiriN bod , dige hamiNa :D
baSeeeeeeee
kam kam rah mioftam
hers Nakhorida
yadam miad NeveShtaN ...
..

Tags: | Edit Tags
Sunday April 8, 2007 - 05:30am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 10 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ آی پام

آی پام
Image and video hosting by TinyPic
tom o jerry o ke didid ? didid hamiShe ye doNe moz Shekle i axe mire zire paye tom mikhore zamiN ? alaN iN vaze maNe ... hamiN tori khordam zamiN ... yeki az aNgoShtaye pamo ke tekoN midam ta mokham Sot mikeShe ... zaNomam khordad Sale gozaShte miNiSkeSho amal kardam oNam ke dare khodeSho mikoShe vali goftaN jayi baz NiSt ke MRI koNaN ... kholaSe iN ke 3 4 Saat am az iN Net del kaNdam khodamo daghoN kardam omadam ... vali khob mohem NiSt ... khoda ro Shokr NaShkaSte ... maN ke hata alaNam NiSham baze
Tags: | Edit Tags
Wednesday March 28, 2007 - 11:55pm (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 7 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ رواج

magnify

رواج






دلیلی وجود ندارد که یک عقیده علی رغم رواج گسترده آن میان جامعه , پوچ و بی اساس نباشد ؛ حال آنکه با توجه به نادانی عموم افراد بشر , عقاید جاری بیش از آنکه محسوس و ملموس باشند , احمقانه هستند

( بر تراند راسل )




Tags: | Edit Tags
Sunday March 25, 2007 - 05:37am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 8 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ اولین مهمون

ishoN ke mibiNid daraN az khab ghash mikoNaN vali hazer NiStaN bekhabaN ... avaliN mehmoNe eftekharie maN to Sale 1386 ke maShghole didaNe garfild bad az tamom ShodaNe SinderelaSt3 haSt ... eShghe mane iN , eNghadr ke iN jigare maN mifahme ..
emShab behem mige zaN dayi mohato ba keSh NabaNd kharab miShe , mirizeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
to ro khoda mibiNid ? dige bacheha ham az bachegi havaSeShoN jame be iN chiza ..
cheShm NazaNid bachamo , maShala ham yadetoN Nare , eSfaNdam baraSh dod koNid
Tags: | Edit Tags
Friday March 23, 2007 - 02:05am (IRST) Edit | Delete | Permanent Link | 10 Comments
نویسنده : .* ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد